![]() |
![]() |
|
| دوست |
|
اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ما کیسه به دوش کو/ رد
پای پر خراش بی خروش کو/ اون آقای خرقه پوش کو/کجاست اون آقا که پینه های دستاش مرحم دلای ما بود/ نفس سبز نگاهش حلال مشکلای ما بود می شه یک بار دیگه سر بزنه به خونه ما / بگیره نشونی از غربت بی نشونه ما / موهای آقا سفیده جوونا کیسه رو از آقا بگیرین / قامت آقا خمیده جوونا کیسه رو از آقا بگیرین / جوونا آقا بشین زنده کنین رسم جونمردی رو امشب / یتیما منتظرن زنده کنین شیوه شب گردی رو امشب / یتیما پشت درای خونشون منتظر آقا نشستن/ گوش به زنگ تق تق یه جفت صدای پا نشستن / موهای آقا سفیده جوونا کیسه رو از آقا بگیرین / قامت آقا خمیده جوونا کیسه رو از آقا بگیرین/ حیدر کرار نیم خانه نشینم ولی/ جان به فدای جگر سوخته ات یا علی/ دستای پینه بسته علی به همراه منه/ خونه نشینی علی آتیش به جونم میزنه/ تو کوله بار شعر من اسم قشنگ علیه/ قافیه تنگ دلم از دل تنگ علیه/ تو کوچه های غربتم نشونی از مولا می دن/ اهل محل سلامم رو جواب سر بالا می دن/ به من می گن علی کیه علی امام عاشقاست /به من می گن علی چیه داغ دل شقایقاست/ توی نجف یه خونه بود/ که دیواراش کاهگلی بود/ اسم صاحاب اون خونه مولای مردا علی بود/ نصف شبا بلند می شد یه کیسه داشت که بر می داشت /خرما ونون وخوردنی هرچی که داشت تو اون می ذاشت / راهی کوچه ها می شد تا یتیما رو سیر کنه / تا سفره خالیشون رو پر از نون و پنیر کنه / عبا دت علی مگه می تونه غیراز این باشه/ باید مثل علی باشه هر که که اهل دین باشه/ فردا اگه مهدی بیاد دردا رو درمون می کنه/ آسمون شهرمونو ستاره بارون می کنه/ چشما تو وا کن آقا جون بالای خستمو ببین/ منو نیگاه کن آقا جون دل شیکستمو ببین/ دلت میاد کبوترات تو حرمت پر نزنن/ به سایبون دستای مهربونت سرنزنن/ ........... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 22:19 توسط باران |
|
|
ای نوبهار فاطمه صبر و قرارم / ای قوت قلب علی دار و ندارم / تو وارث پیغمبری اولاد
حیدر/ تو از همه دل می بری سالار و سرور/ ای چلچراغ انبیا تاج سر ما / بنگر که جان آمد
به لب محبوب دلها / مولا به جان مادرت رحمی به ما کن / ای منتقم بازآ و درد ما دوا
کن /ای عشق ما ای جان ما ای حب تو ایمان ما / ای مهدی صاحب زمان ای غایب از
چشمان ما / پشت و پناهم کن یک نگاهم یا حجه بن العسکری / دیده به راهم بشنو تو آهم یا
حجه بن العسکری / از دوری تو خسته ایم مولا به تو دلبسته ایم / چشم طمع از دیگران بر تو
قسم ما بسته ایم / پشت و پناهم کن یک نگاهم یا حجه بن العسکری/ بی تو تباهم جز تو
نخواهم یا حجه بن العسکری/ مولا مهدی مولا مهدی مولا مهدی .... |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم شهریور 1386ساعت 15:11 توسط باران |
|
|
رسول اکرم (ص) : بهترین مردم کسی است که برای دیگران
سودمندتر باشد .
حضرت زهرا (س) : خوشرویی با دشمن ،انسان را از عذاب
آتش باز می دارد.
امام علی (ع) : غیبت ، نماینده ناتوانی است.
امام حسن (ع) : به خوبی معاشرت کردن با مردم ،کمال عقل است. امام حسین (ع) : از نشانه های نادانی ، جدل با بی فکران است .
امام محمد باقر (ع) :هیچ زیبایی از خرد نیکوتر نیست.
امام جعفر صادق (ع) : کسب دانش ،واجب است. امام موسی کاظم (ع) : صبر بر تنهایی ، نشانه قوت عقل است امام رضا (ع) : یاری رساندن به ناتوان ، برتر از صدقه است
امام جواد (ع) : توکل به خدا ، نردبان هر امر بلندمرتبه ای است امام هادی (ع) : نادانی و بخل ، نکوهیده ترین اخلاق است امام حسن عسکری (ع) : جدال مکن تا احترامت برود و شوخی
مکن تا بر تو گستاخ شوند.
امام زمان (عج) : سجده شکر از لازمترین و واجب ترین
مستحبات است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 14:32 توسط باران |
|
|
یک بار با مرگ از چشمان تو گفتم از آن پس دیگر به خانه ام پا نمی نهد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 14:23 توسط باران |
|
|
معلم به شاگردش گفت : تنبل خجالت نمی کشی دو سال در یک
کلاس مانده ای؟ شاگرد پاسخ داد : خودت خجالت نمی کشی که بیست و پنج سال در همین کلاس مانده ای؟! دکتر علی شریتی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 14:21 توسط باران |
|
|
از کیمیا گر پرسیدند : فرق مس و طلا چیست ؟ کیمیا گر پاسخ داد : مس فلزی است که فرصت طلا بودن را از
او گرفته اند و من این فرصت را به او هدیه می دهم! مجتبی گیوه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 14:19 توسط باران |
|
|
در راه شهر مقدس به زائری بر خوردم و از او پرسیدم : آیا این
راه شهر مقدس است ؟ گفت : دنبال من بیا ، یک شبانه روز
دیگر به آن شهر خواهی رسید به دنبال او رفتم روزها و شب ها راه رفتیم بی آنکه به شهر مقدس برسیم حیرتم را حدی نبود از مشاهده خشم او بر من که اجازه داده ام گمرا هم کند جبران خلیل جبران |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 14:18 توسط باران |
|
|
دشمنم به من گفت : دشمن خویش را دوست بدار من اطاعت کردم و بر خود عاشق شدم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 14:17 توسط باران |
|
|
گرگ گفت : منم مادرتون درو باز کنید! از پشت در صدایی بلند شد : بابا ! دست از سر ما بردار !
صد سال است این خانه را فروخته اند
مجتبی گیوه چی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 14:16 توسط باران |
|
|
1-دل خانه خداست به کسی اجاره اش ندهید 2-شخصیت هرکس را با ترازوی اخلاقش وزن می کنند 3-عمر هوس از عمر حباب کوتاهتر است 4-نماز سند رهایی از وابستگی هاست 5-از نگاه تا گناه راهی نیست 6-در جاده هوس هیچکس به مقصد نمی رسد 7-حرف زدن بدون فکر مانند تیر اندازی بدون هدف است 8-همه چیز وقتی زیاد شد ارزان می شود مگر علم و عقل 9-هر گاه با دیگرانید خود را خط بزنید و هر وقت با خدایید دیگران را 10-اگر چشم دریای هوس شود قایق گناه در آن حرکت می کند 11-شکست اگر چه واژه تلخ است اما سرشار از میوه های شیرین است 12-کسی که به آسانی باور می کند به آسانی هم گول خواهد خورد 13-عیب جویی کار بدی است اما خوب است از خودتان عیب جویی کنید 14-برای مشاهده خدا گرد گیری از آیینه دل ضروری است 15-مشورت با هزار کس کن راز خود را با یکی مگو 16-درسی که تنها حفظش کنی درس نیست درس آن است که تو را حفظ کند 17-انسان اگر به اندازه ای که به شکل خود اهمیت می دهد به جان خویش می رسید از فرشته زیباتر می شد 18-اگر از هشدار آگاهان بر نخیزیم سیلی روزگار بیدارمان خواهد کرد 19-حضرت محمد (ص) : بدترین مردم کسی است که مردم اورا اکرام کنند برای محافظت از شر او 20-نیایش اگر به صورت مصرانه و مستمر انجام گیرد به اجابت می رسد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 17:46 توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| پیوندها |
|
عشق نمایش نامه_داستانک |
|
RSS
|